اخبار > ايهام يكي از مصاديق چند آوايي در شعر حافظ است


در پانل ادبيات هم انديشي چند صدايي در هنر ايراني مطرح شد
ايهام يكي از مصاديق چند آوايي در شعر حافظ است

 

پانل ادبيات طي دو نشست جداگانه در هم انديشي «چند صدايي در هنر ايراني»، به رياست فاطمه راكعي و بابك معين برگزار شد.


پانل ادبيات طي دو نشست جداگانه در هم انديشي «چند صدايي در هنر ايراني»، به رياست فاطمه راكعي و بابك معين برگزار شد.

بابك معين، عضو هيئت علمي‌دانشگاه‌آزاد واحد تهران مركز، به عنوان نخستين سخنران اين پانل مبحث خود را تحت عنوان «طنين چند صدايي و نگرش زيبايي شناسي داستايوفسكي در رمان نو» آغاز كرد.

وي گفت: «يكي از ويژگي‌هاي بارز نگرش زيبايي شناسي و هنري داستايوفسكي كه مسئله چند صدايي يكي از ابعاد آن را تشكيل مي‌دهد، آن است كه مقوله اساسي در اين نگرش نه در «شدن» چيزها در گستره زمان، بلكه در تعامل، هم زيستي، هم جواري و هم زماني آن‌هاست. لذا مي‌توان گفت درك داستايوفسكي از جهان مبتني بر درك مكاني است تا درك زماني. وي در ادامه به تشريح آثار داستايوفسكي پرداخت و گفت: «نگرش هنري داستايوفسكي را بايد مبتني بر درك هم عرض و هم زمان محتوا، ساختارها، ايده‌ها و عناصر متفاوت جهان واقعي دانست كه به شكل‌هاي متفاوت نمود مي‌يابد كه از آن جمله مي توان به ‌پرداختن به جهان آگاهي شخصيتي واحد به شكل مطرح شدن انديشه‌هاي متضاد شخصيت يكي در تعادل با ديگري (به جاي تفوق يكي بر ديگري)، مطرح شدن آگاهي نويسنده در كنار آگاهي شخصيت‌هاي متفاوت داستان (به جاي برتري آگاهي نويسنده بر آگاهي شخصيت‌هاي داستان، روايت‌هاي متكثر و...) اشاره كرد.»

فرزانه كريميان، استاديار دانشگاه شهيد بهشتي، سخنران بعدي پانل ادبيات بود كه مباحث خود را با عنوان «ديدگاه جامع در كتاب شاه سرگرمي‌ندارد؛ موضوع چند صدايي در اثر ژيونو» مطرح كرد.

كريميان در ابتدا به ساختار كتاب پرداخت و آن را به سه قسمت تقسيم كرده و گفت: «قسمت اول از نظمي ‌خطي برخوردار است اما در بخش دوم «خود» نوعي از هم گسيختگي روايي وجود دارد و در قسمت سوم دچار نوعي زمان پريشي يعني به هم ريختگي نظم زماني، در بيان داستان وجود دارد.»

وي در ادامه گفت: «نظرهاي مختلفي درباره رمان «شاه سرگرمي‌ندارد» وجود دارد؛ عده اي آن را داستان پليسي مي‌دانند، در واقع مي توان گفت: «در جاي جاي اين كتاب گونه‌هاي متفاوت سبك نوشتاري ديده مي‌شود و اين به خاطر شكل نوع ادبي رمان است كه مي‌تواند سبك‌هاي مختلف ادبي را به خود اختصاص دهد.»

وي در توضيح چند صدايي بودن رمان گفت: «راوي در اين داستان بسيار زياد است؛ مثلاً راوي اول، كه شبيه داناي كل است و يا راوي دوم كه فردي جستجوگر است و به مسئله اشراف ندارد و سعي مي‌كند با نظرخواهي از ديگران به جستجوي «خود» بپردازد. به همين ترتيب در رمان با شش راوي برخورد مي‌كنيم كه اين راوي‌ها هر كدام با زاويه ديد خود، ماجراها را تعريف مي‌كنند. به همين دليل ما با نقاط ديد مختلف روبرو هستيم.»

وي در اين ارتباط ادامه داد: «ترتيب حضور راوي‌ها داراي نظم خاصي نيست كه مثلاً اولين راوي كمتر بداند و هر چه ادامه مي‌يابد راوي‌هاي داناتري حاضر شوند.»

كريميان در پايان گفت: «تكثر زاويه‌هاي ديد، راوي‌ها و غيره در رمانِ «شاه سرگرمي‌ ندارد» نشان مي‌دهد كه رمان مي‌تواند چند صدايي را در خود جاي دهد و اجازه مي‌دهد كه همه شخصيت‌ها نظرات خود را بيان كنند.»

پانل ادبيات با سومين سخنراني كه توسط سهيلا صلاحي مقدم با عنوان «گفتگومندي و چند صدايي در شعر حافظ» ارائه شد، ادامه يافت.

وي با نشان دادن ارتباط بين نگاه باختين و حافظ به خنده و طنز گفت: «باختين براي عنصر طنز و خنده بار ارزشي مثبتي قائل مي‌شود.»

وي در ادامه افزود: «حافظ ساختار شكني جالبي دارد و پايگاه واژگوني ايجاد مي‌كند؛ آنچه در عرف، پايگاه مثبت دارد مانند محتسب، مسجد، شيخ و... براي حافظ مفهومي‌منفي پيدا مي‌كند و آنچه در عالم واقع معناي منفي دارد، مثل رند، ميخانه، نظرباز و... ، در شعر حافظ مفهوم مثبت مي‌يابد؛ اين ساختارشكني تلنگري است كه نه در دوران حافظ؛ بلكه براي سال‌هاي سال ادامه مي‌يابد.»

وي طنز و انتقاد اجتماعي، تعدد شخصيت‌ها و ايهام را از مصداق‌هاي چند آوايي در شعر حافظ دانست و گفت: «در جايي حافظ را در نقش يك مصلح اجتماعي مي‌بينيم كه به شدت با خودكامگي و ريا مبارزه مي‌كند؛ همچنين با حافظ فلسفي، حافظ اشعري و جبري، حافظ معتزلي و قايل به اختيار و حافظ ملامتي، بر مي‌خوريم كه همه اين‌ها نشان از مصداق‌هاي چند آوايي در شعر حافظ است.»

سهيلا صلاحي مقدم گفت: «يكي ديگر از مصداق‌هاي چند آوايي در شعر حافظ، ايهام است؛ زيرا با ايهام، شعر دو يا چند معني پيدا مي‌كند.»

اسماعيل اميني، شاعر و پژوهشگر، در سخنان خود با عنوان «نشانه‌هايي از چند صدايي و منطق گفتگو در شعر قيصر امين پور»، به نظريه چند صدايي به عنوان يكي از امكانات زباني پرداخت و گفت: «نظريه چند صدايي و منطق گفتگو، اساساً در پي تحليل امكانات و ويژگي‌هاي زبان در رمان نويسي است. با اين حال، اهميت و جاذبه فلسفي، اجتماعي و زيباشناسانه اين مبحث چندان است كه ديگر شاخه‌هاي هنر نيز براي شناخت و تحليل از آن ياري جسته اند.»

وي در ادامه درباره حضور چند صدايي در شعر گفت: «با آنكه باختين وقوع چند صدايي را در زبان شعر بعيد مي‌داند، اما در مباحثي چون گفتگوي بينامتني، شناخت از طريق دگر زباني، گفتگو با محيط اجتماعي و مكالمه ميان مقصود گوينده و ادراك مخاطب فرضي، كه در برخي شعرهاي خاص ديده مي‌شود، وقوع چند صدايي ميسر است.»

اميني گفت: «گفتگومندي به خودي خود فضيلت نيست؛ بلكه يك امكان است. مثل قالب‌هاي مختلف كه مي‌توان از آن‌ها استفاده كرد و يا از آن استفاده نكرد و اين استفاده كردن يا استفاده نكردن نشانه ارزشمندي اثر نيست و بر ارزش اثر بي تأثير است.»

وي همچنين ادامه داد: «در شعرهاي قيصر امين پور به ويژه در مجموعه‌هاي آخر يعني «گل‌ها همه آفتابگردانند» و در «دستور زبان عشق»، نشانه‌هايي از چند صدايي و منطق گفتگو ديده مي‌شود.»

وي در ادامه به نقد رمان نويسان جوان پرداخت و گفت: «تعدادي از رمان نويسان به دليل آن‌كه حضور چند صدايي در آثارشان را مثبت و ضروري مي‌دانند، خود را مجبور كرده‌اند از اين امكان استفاده كنند و اين استفاده اجباري به تصنعي شدن آثار انجاميده است.»

در بخش دوم پانل ادبيات، بابك معين رياست جلسه را برعهده داشت. حسين ميرعابديني مشاور گروه ادبيات معاصر فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي، به عنوان اولين سخنران اين بخش، به بحث درباره «نظريه باختين و داستان نويسي ايران» پرداخت.

وي با اشاره به دو عنصر اساسي در نظريه «رمان باختين»، طبيعت گفتگويي رمان و جنبه اجتماعي طنز و پديده كارناوالي شدن رمان گفت: «در طبيعت مكالمه وار گفتمان رمان، صداي شخصيت جدا از صداي نويسنده به گوش مي‌رسد، صداها يا همان جهان بيني‌ها در رقابت اند، صداهاي رقيب موضع گيري‌هاي ايدئولوژيك مي‌گيرد تا هر كدام بخشي از حقيقت را نمايان كند.»

وي در ادامه گفت: «به دلايل بيروني و دروني، بسياري از رمان‌هاي ايراني، با وجود رعايت چند زبانگي، تك صدايي‌اند. با اين حال،‌چون چند صدايي بودن در ذات رمان است، مي‌توان جوانه‌هاي شيوه‌هاي گوناگون آن را در داستان نويسي ايران تشخيص داد.»

وي با اشاره به داستان نويسي در ايران گفت: «مي‌توان چند زبانگي و گاه چند صدايي را در كار نويسندگان ايراني از جمله دهخدا و جمالزاده، كه زبان عامه را وارد كار خود مي‌كنند، تا تلاش‌هاي هدايت و علوي براي كاستن اقتدار راوي پي‌گرفت. پديده «كارناوالي» شدن رمان، در كار نويسندگاني چون دهخدا و بهرام صادقي، و پديده بينامتنيت در كار گلشيري، قابل پيگيري است.

پس از آن محمدرضا گودرزي، داستان نويس و منتقد ادبي، در مورد «چند صدايي يا تك صدايي در ادبيات داستاني ايرانيان در سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي» ايراد سخن كرد.

مريم حسيني، عضو هيئت علمي‌دانشگاه الزهرا، به عنوان آخرين سخنران نشست دوم پانل ادبيات مباحث خود را با عنوان «چند صدايي در رمان زنان ايراني، از سووشون تا بازي آخر بانو» مطرح كرد.

حسيني مطالب خود را در پاسخ اين سؤال ارائه كرد كه زنان تا چه حد در رمان‌هاي خود از ساحت مكالمه و چند صدايي استفاده كرده‌اند و آيا محروميت تاريخي زنان از بحث و گفتگو، خود دليلي براي انتخاب شگرد منطق مكالمه در رمان نبوده است؟

وي در ادامه سخنان خود گفت:‌ «نويسندگان زن تلاش فراواني كرده‌اند تا از طريق گفتگو و ديالوگ آثار خود را پيش ببرند و سعي كرده‌اند تا نه تنها صداي زنان داستان؛ بلكه صداي مردان از تيپ‌هاي مختلف نيز در داستان‌هاي زنان بلند شود.» وي همچنين اضافه كرد: «همه آنچه زنان در طول تاريخ داستان نويسي از آن رنج برده بودند، عدم حضور زن در عرصه ادبيات بوده است. تك صدايي مرد سالارانه‌اي كه بر ادبيات جهان و ايران حاكم بوده، فرصت شنيدن صداي زنان را نداشته است. با توجه به همين محروميت، زن داستان‌نويس در رمان‌هايش تلاش مي‌كند تا اين نقيصه را برطرف كند و با وجودي كه قهرمان داستان او زن است، فرصت و مجال سخن گفتن به ديگر شخصيت‌هاي زن و مرد داستان را فراهم مي‌كند.»

 
 
 

زمان انتشار: چهارشنبه ١٤ اسفند ١٣٨٧ - ١٠:٣٢ | نسخه چاپي

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




اخبار
اخبار موسسات و زیرمجموعه ها
کلیه حقوق متعلق به این پورتال برای فرهنگستان هنر محفوظ است.